دو خبر از بمب‌گذار نروژی: شرایط زندان و تغییر نام

دو خبر از بمب‌گذار نروژی: شرایط زندان و تغییر نام

مترجم: زهرا

همان‌طور که پیش از این هم گفته بودیم، آندرس برویک پیش از این به خاطر شرایطش در زندان و نقض حریم خصوصی‌اش شکایتی تنظیم کرده بود که دادگاه تجدید نظر شکایت او را رد کرد.

و حالا روز سه‌شنبه دادگاه عالی نروژ نیز نتیجه دادگاه تجدید نظر را تایید و اعلام کرده شرایط برویک در زندان انفرادی نامطلوب و غیرانسانی نبوده و نیست. دولت هم گفته بود برخلاف جرم سنگین و نابخشودنی برویک، رفتار با او در زندان انسانی است.

برویک، محکوم به 21 سال حبس به اتهام قتل 77 نفر در اثر بمب‌گذاری و تیراندازی، مدعی است سلول انفرادی خیلی براش مخرب بوده و باعث شده در عقاید نئونازی خود افراطی‌تر از قبل شود. کمیته‌ی تجدید نظر هم گفته برویک هنوز هم یک تهدید بالقوه و غیر قابل پیش‌بینی برای شرکت در یک حادثه خطرناک محسوب می‌شود. او که در سلولش امکان استفاده از سرگرمی‌هایی مثل بازی‌های ویدئویی، تلویزیون و امکان ورزش کردن برخوردار است، از کیفیت غذای زندان، استفاده از کارد و چنگال پلاستیکی و عدم امکان ارتباط با همفکرانش ناراضی است.

در همین روزها هم رویترز خبر دیگری مبنی بر تغییر نام و نام خانوادگی آندرس برویک به فیوتلف هانسن (Fjotolf Hansen) منتشر کرد. در نروژ شهروندان می‌توانند نام و نام خانوادگی‌شان رو به صورت رسمی با این شرط که برای دیگران آزاردهنده و خطرناک نباشد، تغییر دهند. هانسن از متداول‌ترین نام‌های خانوادگی در نروژ است درحالی که طبق آمار «فیوتلف» خیلی به ندرت استفاده می‌شود؛ کمتر از 4 نفر در مبان 5 میلیون جمعیت. برویک همچنین از بیان علت انتخاب و تصمیمش خودداری کرده و وکیلش هم صرفا این خبر رو تایید کرد. مشخص نیست این تغییر نام و نام خانوادگی چه زمانی صورت گرفته اما دادگاه عالی نروژ اعلام کرده بود این موضوع در روند بررسی اعتراض برویک نسبت به شرایطش در زندان در نظر گرفته نخواهد شد و تاثیری ندارد.

منابع: abc, usnews

 

 

 

نمودار شخصیت‌های Silk Road

یکی از ابزارهایی که دنبال کردن داستان‌های پرشخصیت را ساده‌تر می‌کند نمودار‌ شخصیت است. این نمودار را یکی از دوستان کانال‌بی برای اپیزود اول پادکست سریالی Silk Road آماده کرده. نمودار بقیه قسمت‌های پادکست را هم به تدریج منتشر می‌کنیم.

Silk Road-Character Map-Part01

گزارش جلسه‌ی دادگاه ریچارد وایت بوی ریک

مترجم: روشن

تنش‌ها وقتی بالا گرفت که در جلسه‌ی بررسی آزادی مشروط دلال سابق مواد مخدر دیترویت، ریچارد ورشه جونیور معروف به وایت بوی ریک، دادستان از او در مورد گذشته‌اش پرسید و توصیه کرد که آرامش خودش را حفظ کند.

ورشه چهل‌وهفت ساله، به جرم انبار و قصد انتقال کوکائین بیست‌ونه سال با امکان آزادی مشروط در زندان گذارنده است. در هفده سالگی وقتی مخفیانه برای پلیس و اف بی آی کار می‌کرد دستگیر شد و به نگه‌داری هشت کیلو پودر کوکائین مرغوب و نزدیک به سی هزار دلار پول اعتراف کرد. ورشه در ماه فوریه به مطبوعات گفته بود که یکی دو سالی برای نیروهای قضایی کار می‌کرده و یازده ماه هم برای خودش مواد می‌فروخته. زندگی او الهام بخش چندین فیلم، از جمله فیلمی در حال تولید با بازی متیو مک‌کانهی، بوده.

ولی موضوع آن جلسه پرونده‌ی دیگری در ایالت فلوریدا بود، پرونده‌ای مربوط به سال 2003. ورشه وقتی در فلوریدا زندانی بود به دست داشتن در طرح نقشه سرقت اتومبیل متهم شد. به گفته‌ی منابع رسمی در سال 2006 اعلام کرد که دفاعی در این خصوص ندارد؛ به عبارت دیگر هردو اتهام اخاذی و توطئه برای اخاذی را پذیرفت و به پنج سال زندان محکوم شد.

دستیار دادستان عمومی، اسکات راثرمل، که نماینده‌ی هیأت عفو مشروط هم هست، در این جلسه اعلام کرد که بر اساس استشهادنامه‌ای در پرونده‌ی فلوریدا، نه تنها دزدی ماشین بلکه طرح نقشه برای قاچاق کوکائین به ویرجینیا هم بخشی از پرونده بوده. این اتفاقات در دهه‌ی چهارم زندگی متهم ما رخ داده است.

ورشه ادعا می‌کند که چیزی از این ماجرا نمی‌دانسته، اما راثرمل گفته شواهد پرونده‌ای که ورشه در آن اتهاماتش را قبول کرده، در مورد این موضوع هم کاملا موجه و مدلل هستند.

ورشه در دادگاه پای زنجیرشده‌اش را آرام روی زمین کوبید و گفت: «اشتباهه، من هیچ وقت اعلام گناهکاری در هیچ مورد مواد مخدر نکردم»

راثرمل پاسخ داد: «من ازتون میخوام که آرامشتون رو حفظ کنید، آقا.»

وکیل ورشه، رالف موزیلی، بعد از این جلسه گفت که اتهامات مربوط به کوکایین را پلیس برای گرفتن حکم تفتیش به قاضی داده بود و بخشی از اتهام اصلی ورشه نیستند. و در قرار اولیه‌ی قبول اتهام، هیچ اشاره‌ای به کوکایین وجود نداشت.

موزیلی در مورد موکلش گفت: «من داشتم می‌دیدمش که بی‌تاب‌تر می‌شه، چون همون سوال‌های تکراری رو دوباره و دوباره جواب می‌داد. ولی از یه دید دیگه، چون دادستانی می‌خواست به جوابی برسه که وجود نداشت.» موزیلی مختاطانه به گرفتن آزادی مشروط خوش‌بین است.

در آغاز این جلسه، راثرمل گفت به آن‌جا آمده تا در مورد میزان خطرِ احساسی، جسمی و مالی ورشه برای جامعه تصمیم بگیرد. پرسشها به ترتیبِ زمانی آغاز شدند، از چهارده سالگی ورشه زمانی که اف بی آی استخدامش کرد تا به تحقیقات مواد مخدر آن‌ها کمک کند، تا زمان قاچاق و فروش مواد و نهایتا دستگیری ورشه. ورشه در جریان جلسه اغلب خیلی آرام بود و همکاری می‌کرد و به همه‌ی پرسش‌ها پاسخ می‌داد.

این جلسه ساعت یک بعدازظهر پس از چهار ساعت خاتمه پیدا کرد.

منبع: freep

Silk Road – Part Two

Silk Road – Part Two
 اپیزود ۲۴ پادکست دومین قسمت پادکست سریالی Silk Road منتشر شد.
منابع این اپیزود گزارش دو قسمتی منتشر شده در سایت Wired‌ و کتاب American Kingpin  هستند. عنوان کامل هر دو
منبع از این  قرار است

  1. The Untold Story of Silk Road
  2. American Kingpin: The Epic Hunt for the Criminal Mastermind Behind the Silk Road

موزیک‌هایی که در تدوین این اپیزود استفاده شده‌اند به ترتیب شنیده‌شدن در پادکست اینها هستند

آهنگِ اصلی سریال Breaking Bad اثر Dave Porter
قطعه‌ی Trademark اثر Eric Johnson
قطعه‌ی The Superntural اثر  Bernie Marsden
قطعه‌ی The Truth اثر Steve Lukather
قطعه‌ی Negro Y Azol: The Ballad of Heisenberg از سریال Breaking Bad اثر Los Cuates De Sinaloa
.اپیزود ۲۴ پادکست ChannB رو با کیفیت بالا از اینجا و با کیفیت متوسط از ناملیک بشنوید

.فایل کم حجم نسخه‌ی کیفیت پایین این اپیزود رو هم می‌تونین در کانال تلگرام پادکست پیدا کنین

از پزشکان جیپسی رز شکایت می‌شود؟

مترجم: مهسا

مستند شبکه  HBO«مامان، عزیزترین مردگان» داستان زندگی دی‌دی بلنچرد و دخترش جیپسی رز، توجه پزشکان و روان‌شناسان را به یکی از بدترین موارد سندروم مانچوزن نیابتی (Munchausen syndrome by proxy) جلب کرد.

سندرم مانچوزن نیابتی نوعی کودک‎آزاری محسوب می‌شود که در آن والد با کمک سم، دارو یا موارد دیگر کاری می‌کند که کودک بیمار به نظر برسد. معمولا کودکانی که قربانی این نوع کودک‎آزاری هستند در نهایت در جریان این رفتارها به قتل می‌رسند. دی‌دی کاری کرده بود که همه و حتی خود جیپسی که کاملا سالم بود باور کنند مبتلا به لوکمی، فلج مغزی، کم‌توانی ذهنی و شناختی و بیماری‌های دیگر است. بعد از هفده سال جیپسی با کمک دوست‌پسرش برای فرار از آزارهای دی‌دی او را به قتل رساند. جیپسی در حال حاضر برای گذراندن حکم ده ساله‌اش در زندان است.

بعد از دیدن این مستند سوالی که به شدت ذهن همه‌ی ما را آزار داد این بود که چطور جامعه‌ی پزشکی در برابر مورد جیپسی تا این حد غافل بوده. بدتر از همه این‌که فهمیدیم پزشکی به سندرم مانچوزن نیابتی شک کرده اما ترجیح داده گزارشی رد نکند.

چطور ممکن است که پزشکان تشخیص نداده باشند که دارند یک بچه سالم را درمان می‌کنند؟ چطور دی‌دی تونسته جراح‌ها را قانع کند که جیپسی را جراحی کنند یا به اندازه‌ی یک کمد داروهای نالازم بگیرد؟ چطور پزشکان بیشتری نفهمیدند که با سندروم مانچوزن نیابتی مواجه‌اند، چیزی که از لحاظ قانونی باید گزارشش کنند؟

کریستی بلنچرد نامادری جیپسی در تلاش است از پزشک‌هایی که جیپسی را درمان کردند شکایت کند. بخشی از نظر کریستی را درباره‌ی عملکرد سیستم درمان در مصاحبه‌ای که با او انجام شده در ادامه می‌خونید: «ما داریم روش کار می‌کنیم. با یه سری وکیل تماس گرفتیم که موارد خطای پزشکی رو دنبال می‌کنند. هنوز نتونستیم قانع‌شون کنیم که این پرونده رو قبول کنند، ولی حالا که این مستند دراومده شاید تجدیدنظر کنند. مثلا درباره دکتر برناردو فلسترشتین… من واقعا عصبانی می‌شم وقتی فکر می‎کنم نخواسته گزارش رد کنه. گفته جیپسی مورد آزار قرار نمی‌گرفته، فقط بیشتر از نیازش درمان می‌شده. به نظر من که این دو تا یه چیزه. دی‌دی مدرسه‌ی پرستاری می‌رفت. هردوی ما در بیمارستان کار می‌کردیم. من منشی بودم و اون دستیار پرستار. از همونجا یه چیزهایی یاد گرفته بود. وقتی خونه رو گشتیم زیر تختش یه بسته‌ی سرنسخه‌ی بیمارستان رو پیدا کردیم. می‌شد بفهمی تعداد زیادی‌اش استفاده شده. نمی‌دونم چطوری از بیمارستان دزدیده بودش. بهرحال بخش زیادی از داروهایی رو که توی کمد می‌بینید احتمالا دی‎دی خودش نسخه کرده و گرفته.»

نسخه‌ی کامل این مصاحبه را این‌جا بخوانید

Silk Road – Part one

Silk Road – Part one
اپیزود بیست و سوم اولین قسمت پادکست سریالی Silk Road است.
در این مینی سریال پادکستی با راس اولبریکت و ماجرای وبسایت سیلک رود یا راه ابریشم آشنا می‌شویم که به آمازون مواد مخدر معروف بود.
منابع این اپیزود گزارش دو قسمتی منتشر شده در سایت Wired‌ و کتاب American Kingpin  هستند. عنوان کامل هر دو منبع از این  قرار است

  1. The Untold Story of Silk Road
  2. American Kingpin: The Epic Hunt for the Criminal Mastermind Behind the Silk Road

 

موزیک‌هایی که در تدوین این اپیزود استفاده شده‌اند به ترتیب شنیده‌شدن در پادکست اینها هستند

 

قطعه‌ی Weiss Heim  از گروه Raibow
قطعه‌ی Blue monday از گروه White Lion
قطعه‌ی  Trademark اثر Eric Johnson
قطعه‌ی Raise my Rent اثر David Gilmour
.اپیزود ۲۳ پادکست کانال بی رو با کیفیت بالا از اینجا و با کیفیت متوسط از ناملیک بشنوید

.فایل کم حجم نسخه‌ی کیفیت پایین این اپیزود رو هم می‌تونین در کانال تلگرام پادکست پیدا کنین

 

آیا هویت دی کوپر لو رفته؟

آیا هویت دی کوپر لو رفته؟

مترجم: روشن

اف بی آی بالاخره در سال 2016 یکی از طولانی‌ترین و فرسایشی‌ترین تحقیقاتش را متوقف کرد. این تنها پرونده‌ی هواپیما‌ربایی در تاریخ هوانوردی هست که معمای آن حل‌نشده باقی مانده. حالا کسی پیدا شده که می‌گوید هواپیماربا را می‌شناسد.

بیل رولینز فکر می‌کند این هواپیماربا را که اف بی آی، اسم مستعار دی بی کوپر را رویش گذاشته، می‌شناسد و در کتابی نظریه‌اش رو توضیح می‌دهد. رولینز یک مهندس و مخترع اهل نیو بوستون است که تا ماه جولای گذشته این ماجرا را خیلی عادی دنبال می‌کرد تا اینکه مستند «دی بی کوپر: پرونده‌ی مختوم؟» را می‌بیند که در آن اف‌بی‌آی اعلام کرده دیگر پیگیر این پرونده نیست. رولینز تصمیم گرفت شواهد را بررسی کند، به‌خصوص کراواتی که کوپر قبل از پریدنش باز کرده بود. این کراوات آثاری از مواد معدنی کم‌یاب از جمله تیتانیوم را به خودش داشت که در صنایع خیلی محدودی از آن‌ها استفاده می‌شود. احتمالا اف بی آی این مدرک را دست کم گرفته، در ضمن اصلا چرا باید کسی با همچین تخصصی باید جان خودش را به خطر بیندازد؟

به دنبال این پرسش رولینز به این نتیجه رسید که تمام شواهد به مهندسِ متخصص و سرگرد بازنشسته‌ی ارتش به نام جو لُکیچ اشاره می‌کنند. و کتابِ «دی بی کوپر زرنگ، چطور فرار کرد» را نوشت. او در گفتگویی رولینز اشاره می‌کند که اتفاقی غم‌انگیز برای این مرد افتاده. در واقع هم اتفاقی غم‌انگیز برای جو لکیچ رخ داده بود. کمتر از دوماه قبل از این هواپیماربایی دخترش در هواپیماربایی دیگری، به همراه خلبان، به ضرب گلوله‌ی همسر عجیب‌وغریبش کشته شده بودند. شوهر سوزان پس از مداخله‌ی ماموران پلیس فدرال که مانع سوختگیری این هواپیمای کوچک شده بودند اقدام به شلیک کرد.

رولینز می‌گوید که جو لکیچ در مورد جورج کلیف به اف بی آی هشدار داده بود که او حالت روانی پایداری ندارد و همیشه با خودش اسلحه حمل می‌کند. بعدها این حادثه نمونه‌ای می‌شود از نبایدها در مواجهه با هواپیماربایی. طبق نظریه‌ی او هواپیمارباییِ نورث‌وست نوع پیچیده‌ای انتقام از اف بی آی بود. آن‌ها بیش از هزار مظنون داشتند و جستجوهاس بی ثمر و بی‌شماری کردند و این درحالی بود که دی بی کوپر به قهرمانی محلی تبدیل شده بود و حتی یک رستوران هم به اسم او در شهر ناشوآ باز شد که روی جلد منوی آن داستان هواپیماربایی شرح داده شده بود.

رولینز می‌گوید لکیچ به‌شدت از اف بی آی انتقاد میکرد و در یک گفتگوی تلویزیونی گفت که آن‌ها اشتباه خیلی بزرگی را مرتکب شده‌اند. لکلیچ در ماه فوریه درگذشت. به نظر رولنز او مجرم نبود، فقط یک آدم عادی بود که تحملش تمام شده بود.

ماجرای هواپیمارباییِ مارتین مک‌نلی و هواپیماربایی‌های دهه‌ی هفتاد آمریکا را در کانال بی بشنوید.

منبع: Cabinet