عملیات رد فالکون؛ ماجرای جاسوس بزرگ موساد که خراب‌کار از آب درآمد

در اپیزود هفتم پادکست کانال بی، حکایت مردی اسرانیلی رو می‌شنویم که از بزرگترین جاسوس‌هایی بود که موساد به خودش دیده، تا اینکه تصمیم گرفت کشورش رو با اطلاعات غلط به آستانه‌ی جنگ ببره.
شرایط ماجرا شبیه یکی از قصه‌های گراهام گرین داستان‌نویس انگلیسی بود. گرین که خودش هم برای MI6 کار کرده، تو قصه‌ی آدم ما در هاوانا، سرویس‌های اطلاعاتی و مخصوصن MI6 رو مسخره می‌کنه به خاطر این‌که خیلی دوست دارن گزارش‌هایی رو که از خبرچین‌های محلی‌شون می‌گیرن باورکنن و می‌گه که این تمایل گاهی باعث رسوایی و دردسرشون می‌شه.
مواد خام قصه این‌ها هستن: یک نفر که به یک آدم رده بالا در ارتش دشمن دسترسی داره، یک افسر اطلاعاتی مغرور که استاد حقه‌بازی و دوز و کلکه و میگه منبعم فقط و فقط با من حرف می‌زنه، یه رشته اطلاعات انحصاری و قابل تامل ولی مطلقن غیر قابل کنترل و یک سازمان اطلاعاتی که وقتی نشانه‌های شک و شبهه رو می‌بینه به جای اینکه دنبال بررسی پرونده باشه، تمرکزش روی اینه که چه جوری از شهرت و آبروش محاظت کنه.

این قصه‌ای که اینجا تعریف کردم یکی از بزرگترین رسوایی‌های عملیاتی موساد و ازعجیب‌ترین قصه‌های جاسوسی معاصره. من هیچ چیزی در مورد این پرونده به فارسی ندیدم و فکر می‌کنم که شنیدنش برای خیلی‌ها جالب باشه.

اپیزود هفتم کانال بی رو از ناملیک بشنوین:

http://goo.gl/GijY0T

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s