موزیک تیتراژ پادکست ChannelB

از اپیزود بیست و هفتم ChannelB موزیک جدیدی در تیتراژ پادکست می‌شنویم. قطعه‌ی تازه‌ای که برایِ تیتراژ انتخاب کرده‌ایم ساخته‌ی آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی تایوانی به نامِ Raining Yu است. این قطعه به اسم The Past Memory  از آلبوم The Lost Memory  انتخاب شده که سال 2017 منتشر شده.

بقیه‌ی کارهای Raining Yu  را می‌توانید در کانال‌های یوتوب، فیس‌بوک یا اسپاتیفایش بشنوید و ویدئوی اجراهایش را که در یک استودیوی کوچیک خانگی ضبط شده ببینید.

شاید این فرصت خوبی باشد که موزیکی را که در بیشتر اپیزودهای این دو سال اول تیتراژ پادکست بوده هم معرفی کنیم. این آهنگ را نجمه اسماعیلی برای پادکست انتخاب کرده بود. مشخصات موزیک تیتراژ(قبلی) پادکست از این قرار است:

نام قطعه Sidris

آلبوم: MUTABOR

خواننده: Alina Orlova

Advertisements

ناجی یا دیکتاتور؟

مترجم: زهرا

منتقدان حکومت، تک‌حزبی بودن رواندا و تسلط رئیس‌جمهور بر انتخابات را به چالش کشیده‌اند.

فرانسیس اندوییمانا، از قوم هوتو، بیرون مغازه‌ی خواربار فروشی‌اش در حومه کیگالی نشسته بود و از تلاش و اشتیاقش برای تغییر رهبری در انتخابات ریاست جمهوری چهارم آگوست حرف می‌زد: «ما از کاگامه خسته‌ایم، اما نمی‌تونیم نظراتمون رو آزادانه بیان کنیم». با زبان محلی خودش ادامه داد: «اگه از کاگامه انتقاد کنید، به ایجاد تفرقه در کشور متهم می‌شوید، حتی ممکنه کشته و یا بازداشت بشین.»

از زمانی که پائول کاگامه – از قوم توتسی که از سال 2000 قدرت را به دست دارد – برای یک دوره‌ی هفت ساله‌ی دیگر در انتخابات برنده شد، بسیاری از مردم رواندا، به خصوص قوم هوتو، ترسی مشابه اندوییمانا پیدا کرده‌اند – آن‌ها نگران تک حزبی شدن کشورشان‌اند، شاهد فشار حکومت روی مخالفان در انتخابات هستند. طبق همه‌پرسی سال 2015 برای افزایش طول دوره‌ی ریاست جمهوری، کاگامه می‌تواند به طور قانونی ‌تا سال 2034 در قدرت بماند.

ظاهراً در رواندا همه آماده و پذیرای تغییر نیستند. بسیاری ترجیح می‌دهند کاگامه تا جایی که ممکن است قدرت را در دست داشته باشد. «کاگامه ناجی ماست و ما اون رو خیلی دوست داریم، او مردیه که خودش رو فدای ملت و مردمش کرده» این‌ها را چارلز باکانیبونا، از قوم توتسی، در طول مبارزات انتخاباتی گفته بود و اضافه کرده بود: «ما نیاز داریم او برای همیشه بر این کشور حکومت کند چرا که او مرد صلح است.»

بعد از قتل عام 100روزه در رواندا که طی آن افراط‌گراهای هوتو بیش از 800 هزار نفر از توتسی‌ها و افراد میانه‌روی قوم هوتو را کشتند، هنوز هم مخالفان سیاسی تحت فشار خط‌کشی‌های قومی هستند. در عین حال تعداد زیادی از مردم رواندا، به خصوص توتسی‌ها، به خاطر نقش حیاتی کاگامه در پایان نسل کشی 1994 قدردان‌ او هستند. چراکه کاگامه نیروهای توتسی جبهه میهنی را هدایت کرد تا آن‌ها بتوانند حکومت هوتوها، مسئولان کشتار، را شکست دهند.

عده‌‌ی دیگری، بدون توجه به مسائل قومیتی، معتقدند موفقیت‌های کاگامه در ارتقای جامعه و اقتصاد رواندا برای حمایت از او کافی است. او از زمان به دست گیری قدرت، آموزش رایگان را گسترش داده، اینترنت پرسرعت در اختیار 95 درصد مردم گذاشته، آمار مرگ‌ومیر زنان باردار و کودکان را تا بیش از 50 درصد کاهش داده، تجارت را توسعه و فقر را کاهش داده و با فساد مبارزه کرده – در آخرین رتبه‌بندی سازمان شفافیت بین المللی، رواندا در میان کشورهای آفریقایی از جهت حداقل فساد رتبه‌ی سوم را کسب کرده.

البته رواندا هنوز چالش‌هایی دارد – درآمد سرانه‌ی سالانه فقط 700 دلار است، بین 30 تا 40 درصد بودجه‌ی ملی از کمک‌های خارجی تامین می‌شود – کشور در حال پیشرفت است و پیش‌بینی می‌‌شود نرخ رشد در سال 2017 به 7درصد برسد.

برای بعضی از مردم، ثبات وضع موجود به کمبود آزادی حاصل از حکومت مطلق یک حزب می‌ارزد. اما برای برخی دیگر، مثل اندوییمانا، خیر و بهره‌ی حاصل از منصوب شدن کاگامه ارزش ظلم و ستمی را که آن‌ها احساس می‌کنند ندارد. دیده‌بان حقوق بشر حکومت کاگامه را به منع فعالیت مخالفان پیش از انتخابات آگوست متهم کرده، همراه با مدارکی که نشان‌دهنده‌ی دستگیری و بازداشت‌های متعدد افراد مظنون به ارتباط با رقیبان دولت هستند. دولتمردان رواندا رهبران و فعالان مخالف دولت را پنهان کرده‌اند و هم‌زمان بازداشت آن‌ها  را انکار می‌کنند و از اعلام محل نگهداری‌شان سر باز می‌زنند – به طور مثال هنوز هم خبری از ایلومینی آیرجینا، فعال و مبارز مخالف دولت که سال پیش ناپدید شده در دست نیست. همچنین دولت به خاموش کردن صدای روزنامه‌های مستقل و ایستگاه‌های رادیویی برای انتشار نظر منتقدان متهم شده است.

برخلاف تلاش‌های رواندا برای فاصله گرفتن اختلاف قومیتی از سیاسی – پرسیدن قومیت شهروندان غیرقانونی است، قاتون اساسی شکل گیری احزاب سیاسی را بر مبنای تعلقات قبیله‌ای ممنوع کرده – منتقدان می‌گویند کاگامه از تاریخ دردناک کشور سوءاستفاده کرده و به بهانه‌ی پیش‌گیری از نسل‌کشی، رقابت‌های سیاسی در کشور را محدود کرده تا خودش حکومت کنند.

همان طور که انتظار می‌رود، قومیت رای‌دهندگان در دیدگاه آن‌ها به این وضعیت نقش مهمی دارد: «من از کاگامه خوشم نمیاد چون خیلی قبیله‌گراست. او در واقع هوتوها رو کنار گذاشته، اگر به این موضوع اشاره کنید به ایجاد اختلاف بین قبایل و ترویج طرز تفکر نسل‌کشی متهم می‌شین.» این رو آلن موهوزا، یک هوتوی 40 ساله و صاحب رستورانی در کیگالی به خبرنگار نیوزویک می‌گوید. «ما فقط از روی ترس به کاگامه رای می‌دیم. آن‌ها در طول کمپین‌های تبلیغاتی به ما اعلام می‌کنن که اگر به کاگامه رای ندیم، نسل‌کشی دیگری در انتظارمونه. در نتیجه ما به خاطر تجربه‌ی اون چه در سال 1994 اتفاق افتاده بسیار وحشت‌زده می‌شویم. اکثر افرادی که نمی‌تونن به کاگامه رای بدن از ترس این‌که در محل اخذ رای شناسایی بشن، در انتخابات شرکت نمی‌کنن.»

توتسی‌ها نظر دیگری دارند. اتین یوانزا، معلم 42 ساله اهل کیگالی می‌گوید: «ما نمی‌تونیم برای رهبری این کشور با حدس و گمان پیش بریم. ما برای کاگامه تلاش کرده‌یم و ثابت کرده‌یم او کسیه که می‌تونه برای این ملت کار کنه و مثمر ثمر باشه.» اتین همسر و دو فرزندش را به خاطر توتسی بودن در قتل عام 1994 از دست داده است. سپس همراه سه فرزند دیگر به اوگاندا گریخته و بعد از روی کار اومدن کاگامه به رواندا بازگشته است. برای کسی مثل اتین یوانزا، ایده‌ی یک رهبر آزموده نشده ترسناک است. «ما رهبری داریم که توانایی‌هاش رو برای همه ثابت کرده، شما هم کاندیداهایی دارین که می‌تونن خودشون رو اثبات کن.»

9 حزب از 11 حزب سیاسی ثبت شده گفته‌اند که به جای شرکت در رقابت انتخاباتی و اعلام کاندیدای مورد نظر خود از کاگامه حمایت می‌کنند. دو رقیب برجسته‌ی دیگر هم در رقابتِ این انتخابات حضور دارند: فرانک هابینزا، رهبر حزب سبز دمکراتیک رواندا که طرفداران رواندای دموکراتیک هستند و داین روییگارا که به صورت مستقل برنامه‌ها و راهکارهایی برای اجرایی کردن اصلاحات دموکراتیک دارد.

احتمالاً دیگران می‌ترسند در انتخابات شرکت کنند. به گفته‌ی پیتر وفولا وکسا، محقق سیاسی دانشگاه کنیاتا در نایروبی کنیا: «کاگامه و حزب حاکمش در طول این سال‌ها با رقبا بی‌رحم بوده، آزادی مردم رو با گزارش‌های همیشگی قتل، ناپدید شدن افراد و زندانی کردن آن‌ها محدود کرده‌اند.»

روییجر، فعال حقوق زنان از قوم توتسی و 35 ساله، تاجر و دختر فرد بانفوذ و سرمایه‌دار کیگالی هم با این نظر موافق است. در کنفرانس خبری ماه می گفته: «همه از بیان نظرشون واهمه دارن چون خیلی از حزب حاکم می‌ترسن.» البته او خودش به اندازه کافی شجاع هست که در مجامع عمومی از حزب کاگامه انتقاد کند، همچنان برنامه‌هایی را اجرا می کند، به امید برقراری دموکراسی در رواندا.

منبع: Newsweek

 

سلطان بدنام مواد، ال چاپو، از نتفلیکس بابت خسارت معنوی شکایت می‌کند

سلطان بدنام مواد، ال چاپو، از نتفلیکس بابت خسارت معنوی شکایت می‌کند

مترجم: مهسا

نتفلیکس بارانی از سریال‌هایش را بر سر مشترکین خود ریخته، اتفاقی که نتیجه‌ی موفقیت سریال‌هایی مثل خانه‌ی پوشالی در این شبکه است.

حالا یکی از آخرین مجموعه‎های این شبکه، ال چاپو، زیر آتش حمله قرار گرفته است. از طرف چه کسی؟ شخص ال چاپو. این سریال طبق توضیح نتفلیکس درامی به زبان اسپانیایی است که داستان واقعی ظهور، بازداشت و فرار سلطان مکزیکی مواد مخدر خواکین ال چاپو گوزمان را روایت می‌کند.

تیم حقوقی ال چاپو ادعای «واقعی بودن» این مجموعه را زیر سوال برده است. علت دیگر این اختلاف ظاهراً این است که نتفلیکس حاضر نشده بابت استفاده از نام و شخصیت ال چاپو پولی به او بپردازد، که اقدامی است شجاعانه (و چه بسا احمقانه).

اگرچه عجیب است که یک سلطان مواد مخدر تا این اندازه بدنام و خطرناک بابت مثبت نبودن تصویری که ازش ارائه شده به دادگاه شکایت کند، ولی تمایل شدید ال چاپو برای جلب توجه رسانه‌ها قبلا هم او را به دردسر انداخته است.

وکیل ال چاپو در مصاحبه‌ای در این‌باره گفت: «ما هر اقدام حقوقی‌ای که لازم باشه انجام می‌دیم. من منتظر دستور خواکین برای شروع هستم. قراره این کار به جای مکزیک در امریکا انجام شه، چون اونجا قوانین بهتری برای دفاع از حریم زندگی خصوصی افراد وجود داره.»

این مجموعه تحسین بسیاری را برانگیخته، اگرچه به اندازه سریال نارکوز مورد اقبال قرار نگرفته است. باید صبر کنیم و ببینیم آیا در ادامه انتظارات نتفلیکس رو برآورده می‌کند یا نه.

منبع: TECHLY

 

ریچارد ورشه مدارک آزادی از زندان میشیگان را دریافت کرد

ریچارد ورشه مدارک آزادی از زندان میشیگان را دریافت کرد

مترجم: مهسا

تو اپیزود نهم پادکست “کانال بی” ماجرای پرونده عجیب “وایت بوی ریک” رو شنیدید. اینکه چرا “ریچارد ورش” بعد از نزدیک سی سال هنوز زندانیه. اما اخیرن خبرهای جدیدی راجع به پرونده‌ش شنیده شده.

بعد از سال‌ها انتظار پشت میله های زندان، بزهکار جوانی که بلندترین دوره‌ی محکومیت غیرجنایی ایالت میشیگان را سپری کرده آزاد می‌شود. بعد از سه دهه زندانی بودن «وایت بوی ریک» قاچاقچی سابق بالاخره سه هفته پیش درخواست عفو داد. اما ممکن است هنوز حالا حالاها توی زندان بماند. ریچارد ورشه که در نوجوانی پس از دستگیری با هشت بسته کوکایین محکوم به حبس ابد شده بود بالاخره هفته پیش توسط «هیات آزادی‌های مشروط» مجاز به ارائه‌ی درخواست آزادی مشروط شد.

وایت بوی ریک ممکن است تا اواسط ماه آوریل از زندان «گریت لیک» آزاد شود، اما همچنان محکوم به سپری کردن باقی‌مانده‌ی محکومیت خودش در زندان فلوریداست، این محکومیت نتیجه‌ی جرایمی است که در زندان در سال ۲۰۰۶ انجام داده بود.

رالف موسیلی وکیل ورشه در مصاحبه با «دیترویت فری‌پرس» بعد از اعلام رای هیات آزادی‌های مشروط گفت: «حداقل کورسوی امیدی براش وجود داره. اون می‌دونه که چقدر باید محکومیت بکشه و پایانش رو هم می‌دونه». در حال حاضر ورشه بلندترین دوره‌ی محکومیت به عنوان یک نوجوان بزهکار را در میشیگان طی کرده است.

بر اساس گزارش روزنامه‌ی «دیلی بیست»، ورشه پس از اینکه به عنوان خبرچین اف‌بی‌آی در سن ۱۴ سالگی فعالیت کرده بود، درگیر مواد مخدر شد. اف بی آی به دلیل فشارهای سیاسی ارتباطش با او را به عنوان منبع اطلاعات قطع کرد. بعد از این اتفاق ورشه به گذران زندگی از تنها راهی که بلد بود رو آورد: «فروش مواد مخدر»

وایت بوی ریک در مصاحبه با فیکس در سال ۲۰۱۵ گفت: «نیروهای دولتی من رو وارد این نوع زندگی کردند. این روش به من یاد داده شد و بعد اونا من رو تنها گذاشتند. یک سال بعد من دستگیر شدم و به زندان افتادم». او در ابتدا بر اساس قانون ۶۵۰-ابد، یکی از بدنام‌ترین قوانین دوران مبارزه با مواد مخدر به حبس ابد محکوم شد. بر اساس این قوانین بسیار سختگیرانه هر کسی که با بیش از ۶۵۰ گرم کوکایین دستگیر می‌شد به طور خودکار حکم حبس ابد می‌گرفت. این قوانین در طی سال‌ها ملایم‌تر شده و دادگاه‌ها با دادن حکم قطعی حبس ابد برای بزهکاران نوجوان مخالفت کرده‌اند.

حتی بعد از دستگیری هم ورشه به همکاری با نیروهای دولتی ادامه داد و از همین طریق پلیس‌های فاسد را به زندان انداخت. با این حال این همکاری‌ها در کاهش دوران محکومیتش آنقدری که انتظار داشت کمکی نکرد. خودش معتقد است که که این همکاری‌ها احتمالا به ضررش تمام شده، چرا که باعث شد افراد بلندمرتبه‌ی ذی‌نفع ترجیح بدهند او بیشتر در زندان بماند. «راستش من معتقدم به خاطر همکاری من با دولته که دیگران می‌خوان من تو زندان باقی بمونم.»

نه تنها همکاری ورشه با دولت منتج به آزادی‌اش نشد، حتی موفق به کسب حمایت برنامه‌ی «حمایت از شاهدین» و عدم انتقالش ‍به زندان فلوریدا هم نشد – جایی که در آن با گروهی از تبهکارن اتومبیل٬ در میامی رفت‌وآمد کرد که منتج به محکومیت بیشتری برایش شد. ظاهراً برنامه این بوده که می‌خواسته به خواهرش برای حمایت از خواهرزاده‌اش پول برساند

به‌هرحال قضیه‌ی معاملات ماشین‌ها برای ورشه پنج سال زندان بیشتر آب خورد. الان بیشتر از یک سال از زندان فلوریدا را سپری کرده و همچنان سه سال و هشت ماه دیگر آن‌جا بماند، مگر اینکه وکیلش بتواند تخفیفی در مجازاتش بگیرد. ورشه 11 سال پیش به نقشش در جابجایی خودروهای مسروقه در فلوریدا اقرار کرد و به پنج سال زندان در پی پایان حبس قبلی‌اش محکوم شد. او در مصاحبه‌ای گفته بود تمام کاری که کرده معرفی یک نفر بوده و اینکه خواهرش در این معامله 6000 دلار گرفته، اما او مجبور شده پیشنهاد اعتراف را بپذیرد تا پلیس پای مادر و خواهرش را وسط نکشد.

روز جابه‌جایی ریچارد ورشه از زندان میشیگان نزدیک است. بعد از اینکه یک هیات عفو مشروط یکپارچه به آزادی او رای داد، مسوولان زندان میشیگان به سرعت برای دریافت مدارک آزادی‌اش اقدام کردند، اما ورشه که نزدیک به 30 سال را در زندان گذرانده حالا برای آزادی کامل با مسوولان قضایی فلوریدا روبرو است. مدارک عفو وایت بوی ریک روز تولدش به دستش رسید اما به محض اینکه دوره‌ی سی روزه اجباری او در میشیگان تمام شود مسوولان زندان فلوریدا برای بردن او حاضر خواهند بود.

ماجرای انتقال او به دپارتمان اصلاح فلوریدا اطلاع داده شده اما معلوم نیست آن‌ها کی سر می‌رسند. عفو ورشه «بدون تاریخ مشخص» تعریف شده و در نتیجه فلوریدا هر وقت بخواهد می‌تواند او را از میشیگان ببرد.

رالف موزیلی، وکیل ورشه امیدوار بود بتواند ماجرای حکم فلوریدای او را قبل از خروجش از میشیگان حل کند، اما این امیدواری فقط با لطف بزرگی از طرف مسوولان قضایی فلوریدا ممکن بود. اینکه بپذیرند حکم زندان ورشه را از حبس متعاقب حکم قبلی به حبس هم‌زمان تغییر دهند که باعث می‌شد مدت زندان او در میشیگان به جای حکم فلوریدا هم محاسبه شود.

اما حالا به نظر می‌رسد تلاش‌ها برای تغییر محکومیت ریک به بعد از انتقالش به فلوریدا موکول خواهد شد.

نیل راکیند، کارشناس حقوقی محلی که پرونده ورشه را دنبال کرده می‌گوید قانون مشخص است. ورشه باید دوران حبس خود را در فلوریدا بگذراند، مگر اینکه مسوولان ایالتی یک تصمیم غیرمعمول بگیرند، که این اتفاقی نادر است. اما نادر به معنی غیرممکن نیست. در این پرونده دلایل خوبی هست که قاضی را برای این کار قانع کند.

ورشه حالا نمی‌داند کی قرار است به فلوریدا برود، و از کدام زندان سر در می‌آورد. مثل هر زندانی دیگری این را وقتی می‌فهمد که به فلوریدا رسیده باشد.

منبع: Click On Detroit

 

 

سریال ال چاپو، پاسخ کوبنده و گیرای نتفلیکس به سریال » The Wire»

ترجمه از روشن

مثل همه‌ی ضدقهرمان‌های داستان‌ها، یوآخین گوزمانِ مکزیکی، رئیس شبکه‌ی قاچاق مواد مخدر هم داستانی دارد که باید تعریف شود. بعد از کانال بی، نتفلیکس هم این وظیفه را به عهده گرفته است. بیشتر مردم در سال 2015 بعد از فرار بی‌سابقه‌ی او از زندان فوق امنیتی در مکزیک با او آشنا شدند. او تونلی از زندان به بیرون کند و بعد با موتورسیکلت روی ریل فرار کرد. این طور فرار حتی از داستان‌های تخیلی فرار هم غیرقابل باورتر بود. تونل ال چاپو نشان می‌دهد که چه ذهن نابغه و چه اراده‌ای پشت این ماجرا هست. گوزمان اَبَرستاره‌ای در دنیای آدم‌بدهاست.

شاید خوره‌های نتفلیکس بعد از دیدن چند قسمت از این سریال بعضی چیزها به نظرشان آشنا بیاید. برای دومین بار در دوسال گذشته صعود و سقوط یک اَبَر تبهکار واقعی برایمان به نمایش درمی‌آید. سریال نارکوز که داستان پابلو اسکوبار را نشان می‌دهد، مواد فروش خرده‌پایی که به یک بارون میلیاردر تبدیل می‌شود. داستان ال چاپو نمای خیلی نزدیکی از عضو کوچیک کارتل گوآدالایارا و اوج‌گیری او تا تبدیل‌شدنش به قدرتمنتدترین قاچاقچی مواد در جهان را نشان می‌دهد.

در همان ساعت اول سریال، گوزمان ماموریت غیر ممکنی را برای اسکوبار انجام می‌دهد. مثل نارکوز، ال‌چاپو رگه‌هایی از مسیر اولیه‌ی داستان «صورت‌زخمی» را نشان می‌دهد؛ جوانی با آرزوهای بزرگ که جلوی ساختار فعلی می‌ایستد. اگر هم دنبال کشت و کشتار هستید، این سریال ناامیدتان نمی‌کند: انفجار، سربریدن، شکنجه، خشونت خارج از باور، کشتار بی‌گناهان و توهمات ناشی از کوکایین انتظارتان را می‌کشد.

چیزی که انتظارش را ممکن است نداشته باشید، همنوایی زیرکانه این سریال با سریال تلویزیونی دیگری به نام «The Wire» در مورد تجارت مواد است. نقدهای مثبتی که در مورد آن سریال نوشته شده به تصویر کردن ارتباط سه‌گانه‌ی موادفروش‌های کفِ خیابان، پلیس و سیاستمدارها و بازی آن‌ها در این سیستم فاسد با نتایج مرگ‌بار اشاره کرده بودند. در داستان ال‌چاپو بی‌رحمی دولت و سیاستمدارها هم به اندازه‌ی کارتل نشون داده می‌شود.

شخصیت ساختگی سیاستمدار فاسدی به نام «دون کونرادو سول»، مظهر فساد در مکزیک هست که اجازه‌ی رشد کسانی مثل ال چاپو را می‌دهد. با ظاهری ساده و بی‌تکلف که فقط درگیر خدمت صادقانه به کشورش است، اما در باطن سودای ریاست جمهوری را در سر دارد. صعود بی‌سروصدای «سول» در سلسله مراتب قدرت سیاسی به موازات بالا آمدن ال‌چاپو در حلقه‌ی تبهکاران مو را به تن سیخ می‌کند.

اشتباه است اگر که شخصیت ال چاپو را به سادگی روایت خونین دیگری در مورد خشونت بیش از حدِ ناشی از تجارت مواد ببینیم. اینجا می‌بینیم که چطور دولت با سردسته‌های قاچاق دست به یکی می‌کند، مجوز قتل صادر می‌کند و توی درگیری‌های کارتل بر سر قلمرو فروش طرف یکی یا دیگری رو می‌گیرد. به مرور این سریال توضیح می‌دهد که مکزیک هم به عنوان یک دولت و هم در مبارزه با مواد مخدر شکست خورده.

گوزمان در نوجوانی به مهمانی رئیس باند محلی مواد مخدری می‌رود، یک آدم مسن‌تر و با تجربه‌تر گروه‌های حاضر در مهمانی رو این‌گونه بهش معرفی می‌کند: «اونایی که اونجا واستادن سیاستمداران. خیلی مواظبشون باش، بیشعورای واقعی اونان.» ال‌چاپو از همان اول می‌فهمد در این بازی باید تقلب را یاد بگیرد. تونل ال چاپو شاید یک شاهکار مهندسی باشد، اما پلی که با دولت می‌سازد به توسعه‌ی سیطره‌ی قدرتش و تطهیرسازی‌اش کمک می‌کند و ضامن ورودش به سالن افتخارات تبهکارها می‌شود.

در سریال «The Wire» هیچ‌کس نتوانست جلوی ضد قهرمان داستان را بگیرد، تا آن‌جایی که به سناتور ایالتی متقلبی به نام «کلِی دِیویس» و منبع جادویی مالی‌اش می‌رسد.همین پیغام در پروژه‌ی «فرانکلین تراس» یا زمین‌های خشخاشِ سینالوآ تکرار می‌شود، حتی قاتلان بالفطره هم باید اعتراف کنند که نمی‌توان با دولت درافتاد. این دَرسی است که هر کسی که می‌خواهد مثل اسکوبار شود باید یاد بگیرد.

منبع: گاردین

 

اعلام پیروزی کاگامه، در آستانه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری رواندا

مترجم: روشن

رئیس‌جمهور رواندا اعلام کرد در انتخاباتِ ماه آینده‌ی رواندا پیروز شده است. او گفت که این نتایج در سال 2015 مشخص بوده، یعنی زمانی که به درخواست 4 میلیون نفر قانون اساسی در مجلس تغییر پیدا کرد تا امکان کاندیداتوری مجدد به او داده شود. پاول کاگامه، رئیس‌جمهور فعلی رواندا، به خاطر نقشش در پایان دادن به نسل کُشی رواندا که جان هشتصد هزار نفر را گرفت از محبوبیت زیادی برخوردار است.

به گزارش شبکه ای بی سی او گفته که: «شما می‌توانید حقیقت رو نشنیده بگیرید ولی نمی‌توانید چیزی را که امروز می‌بیینید انکار کنید. تظاهر به نادیده گرفتن خواست مردم در این همه‌پرسی دروغ است و دموکراسی نیست.» کاگاکه، رئیس 59 ساله‌ی حزب اینکوتانی، 23 سال پیش به قدرت رسید. و از پشتیبانی 9 حزب دیگر هم برخوردار است.

به خاطر تغییر قانون اساسی آقای گاگامه می‌تواند تا سال 2034 در قدرت باقی بماند. رقبای او در انتخابات فرَنک هابینزا از حزب دموکراتیک سبزها و یک نامزد مستقل به نام فیلیپ مپاییمانا است. رئیس‌جمهور رواندا به خاطر نگاهش به حقوق زنان مورد ستایش قرار گرفته است.

اکونومیست گزارش کرده که به گفته‌ی وی «اگر قرار باشد که زنان ستم‌دیده نبردی را آغاز کنند من آماده‌ام تا برایشان اسلحه قاچاق کنم، چون این نبردی موجه است.» همچنان این کشور بیشترین تعداد نمایندگان مجلس زن در جهان را با 56% دراختیار دارد.

چارلز باکانیبونا که از توتسی‌ها است به نیوزویک گفت: «کاگامه ناجی ماست و ما او را بسیار دوست داریم. او مردی است که خودش را برای کشور و مردمش قربانی کرد. من می‌خواهم او تا ابد در قدرت بماند، او مرد صلح است.»

منتقدان او را به سرکوب مخالفان پیش از انتخابات محکوم می‌کنند. دولت او به جز سه نفر همه کاندیداها را با این عنوان رد صلاحیت کرده که امضای کافی برای پشتیبانی از شرکت آن‌ها در انتخابات را جمع‌آوری نکرده‌اند.

منبع

 

نقش یک بانک فرانسوی در نسل‌کشی رواندا

نقش یک بانک فرانسوی در نسل‌کشی رواندا

 مترجم: زهرا

سه گروه از انجمن‌های مدنی فرانسه به خاطر هم‌دستی یک بانک بزرگ فرانسوی در نسل‌کشی رواندا، که منجر به کشته شدن بیش از 800000 نفر شد، از این بانک در دادگاه طرح دعوی کرده‌اند.

این سه گروه اعلام کرده‌اند: بانک پاریباس مبلغ 1.3 میلیون دلار را انتقال داده که صرف خرید اسلحه و نقض تحریم تسلیحاتی سازمان ملل شده است. این اولین پرونده‌ی حقوقی (از این دست) علیه یک بانک در فرانسه ا‌ست.

نسل‌کشی رواندا بعد از سرنگونی هواپیمای رئیس جمهور وقت، یووینال هابیاریمانا از قوم هوتو، آغاز شد. شبه نظامیان هوتو قوم در اقلیت توتسی را طی یه دوره صد روزه قتل عام کردند.

بانک بی ان پی پاریباس بدون اشاره به اتهامات در ای‌میلی به خبرگزاری ان پی آر گفته ما از این شکایت از طریق رسانه‌ها باخبر شدیم، اما در حال حاضر اطلاعات کافی برای اظهار نظر در این مورد نداریم.

گروه‌های فعال مدنی مدعی‌اند که یک ماه بعد از تحریم‌های تسلیحاتی سازمان ملل علیه رواندا، این بانک قبول کرده مبلغی را از حساب بانک ملی رواندا به حساب دلالان اسلحه‌ی آفریقای جنوبی در بانک سوییس منتقل کند، درحالی که از مقصد و هدف این انتقال سرمایه اطلاع داشته. و گفته شده پس از آن، 80 تن اسلحه به کلونل باگوسورا فروخته شده است. باگوسورا که در نسل‌کشی نقش اصلی و مرکزی داشت؛ سال 2011، توسط دادگاه بین المللی کیفری برای رواندا به 35 سال زندان به جرم جنایت علیه بشریت محکوم شد.

این اولین باری که نیست پاریباس به نقض تحریم‌ها متهم می‌شود. بنا به گزارش خبرنگار ان پی آر، سال 2014، به خاطر کمک به مشتریانش در سودان، ایران و کوبا برای دور زدن تحریم‌های تجاری ایالات متحده مجرم شناخته و به پرداخت 9 میلیارد دلار جریمه محکوم شد.

این بانک در یک دوره‌ی هشت ساله با پنهان کردن نام مشتریانش در معاملات و استفاده از کدهای مخفی به جای آن به نقض تحریم‌ها کمک کرده است.

در آن زمان، وکیل و نماینده‌ی آمریکا، ژنرال اریک هولدر، اظهار کرد: این بانک سال‌ها بر خلاف اشارات و هشدارها، نقض تحریم‌های ایالات متحده را هدایت کرده. سال 1997، رئیس جمهور کلینتون تحریم تجاری علیه سودان را به علت فعالیت‌های ضد حقوق بشری در این کشور وضع کرد.

به گزارش رویترز، رواندا تا سال 1994 روابط نزدیک و محکمی با فرانسه داشت. به طوری که تحقیق و تفحصی در زمینه احتمال نقش حداقل بیست فرانسوی عضو ارتش و سایر مقامات در نسل‌کشی، انجام شد.

منبع